﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>^^ اوقات فراغت شما را تضمین میکنیم ^^</title>
    <description>pnm »»»» p=pooria - n= nazanin - m=mahnaz</description>
    <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</managingEditor>
    <lastBuildDate>Mon, 10 Aug 2009 15:18:50 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>5 نکته‌ای که هر شناگری واقعاً به آن نیاز دارد</title>
      <description>&lt;p&gt;خودتان را برای اشعه آماده کنید&lt;br /&gt;آیا براحتی در آفتاب می&amp;zwnj;سوزید؟ برای جلوگیری از این اتفاق چند روز قبل از اولین روزی که قرار است در معرض نور آفتاب قرار بگیرید از ضدآفتاب استفاده کنید. &amp;zwnj; ژانت گرف، &amp;zwnj;متخصص پوست در نیویورک می&amp;zwnj;گوید: کرم ضدآفتاب در پوست جمع می&amp;zwnj;شود و حتی اگر هر روز دوش بگیرید، در برابر نور خورشید از پوست شما حفاظت می&amp;zwnj;کند. &amp;zwnj;محصولی را انتخاب کنید که حاوی آنتی اکسیدانی باشد که آسیب&amp;zwnj;های رادیکال آزاد را از بین ببرد و دوباره نیم ساعت قبل از شستن، &amp;zwnj;آن را استفاده کنید.&amp;nbsp; &lt;br /&gt;از چشمان خود محافظت کنید &lt;br /&gt;لنز و شنا با هم سازگاری ندارند. &amp;zwnj;متخصصین می&amp;zwnj;گویند در هر دو آب تازه و آب شور مکانیزمهایی یافت می&amp;zwnj;شود که می&amp;zwnj;توانند بین چشمها و لنزهای شما گیر کنند. &amp;zwnj;نیستیا چیو ،استادیار و چشم پزشک در دانشگاه کالیفورنیا، &amp;zwnj;سانفرانسیسکو می&amp;zwnj;گوید: مواد شیمیایی داخل استخرهای کلر زده باعث آسیب&amp;zwnj;های قرنیه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شوند. &amp;zwnj;برای محافظت از چشمانتان، &amp;zwnj;یک عینک غواصی روی قسمتهایی که در تماس هستند ببندید یا عینک&amp;zwnj;هایی را بخرید که پزشک تجویز می&amp;zwnj;کند. &amp;zwnj;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;بلافاصله خودتان را خشک کنید&lt;br /&gt;میشل کریستس، &amp;zwnj;استاد انجمن و پزشک زنان و زایمان دانشکده پزشکی دانشگاه تکزاس هاستون می&amp;zwnj;گوید هیچ گاه با مایو خیس نشینید به خاطر این که موجب ایجاد قارچ یاهر نوع عفونت دیگر می&amp;zwnj;شود. &amp;zwnj;قارچ اصولاً جا&amp;zwnj;های تنگ، تاریک و گرم را دوست دارد. &amp;zwnj; مایو خود را دربیاورید و بلافاصله پس از شنا لباس خشک بپوشید. آیا مجبورید که مرتب از آب بیرون بیایید و دوباره وارد آب شوید؟&lt;br /&gt;در این صورت اطمینان حاصل کنید که مایو شما سریع خشک می&amp;zwnj;شود و از جنس spandex (که جدیدترین نوع آن است) و مطمئن باشید که تا 10الی 15 دقیقه دیگر نمی&amp;zwnj;خواهید وارد آب شوید. &amp;zwnj;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;پا های خود را تمیز نگه دارید&lt;br /&gt;پای برهنه ممکن است از زمین سخت یا موجودات آبی در ساحل دریا یا دریاچه آسیب ببیند. &amp;zwnj;متخصصین توصیه می&amp;zwnj;کنند که با کفش های مخصوص آب که سریع خشک می&amp;zwnj;شوند و کاملاً نوک پا را می&amp;zwnj;پوشانند برای محافظت از پا استفاده کنید. کسانی که به استخر می&amp;zwnj;روند برای رفتن به دستشویی یا جا&amp;zwnj;های دیگر سندل یا دمپایی بپوشند. &amp;zwnj;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;گوش&amp;zwnj;های خود را تمیز کنید &lt;br /&gt;عفونت گوش شناگر که نشانه&amp;zwnj;ی آن درد و تورم است می&amp;zwnj;تواند از آبی که داخل گوش رفته به وجود بیاید. برای جلوگیری از آن، قبل از شنا از گوشی استفاده کنید یا بلافاصله بعد ازشنا ،گوش&amp;zwnj;هایتان را خشک کنید. &amp;zwnj; قطره&amp;zwnj;هایی مانند قطره&amp;zwnj;ی گوش خشک کن شنا&amp;nbsp; نیز می&amp;zwnj;تواند کمک خوبی باشد. &amp;zwnj;از الکل برای جذب و خشک کردن هرگونه آب باقی مانده در گوش استفاده کنید. &amp;zwnj; خودتان هم می&amp;zwnj;توانید قطره درست کنید. &amp;zwnj; یک کمی&amp;zwnj;سرکه سفید و الکل را مخلوط کنید، چند قطره داخل گوش بریزید و بگذارید تا خشک شود. &amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.pic-ir.com/Img/images/lbke9tz0fmcarnw00hya.jpg" alt="" width="300" height="200" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/269</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372465</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372465</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 15:18:50 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>10 خطای مسلم آقایون در روابط</title>
      <description>&lt;p&gt;همه ما به نحوی مشکلات موجود در روابط با جنس مخالف را تجربه کرده ایم. همه چیز از قرارهای ملاقات شروع می شود، در این زمان هر دو طرف بهترین روحیات و خصوصیات اخلاقی خود را به نمایش می گذارند. پس از سپری شدن چند ماه، به تدریج پرده ها از مقابل دیده ها برداشته می شود، حقیقت آشکار شده و افراد خود واقعی شان را نشان می دهند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همه ما به نحوی مشکلات موجود در روابط با جنس مخالف را تجربه کرده ایم. همه چیز از قرارهای ملاقات شروع می شود، در این زمان هر دو طرف بهترین روحیات و خصوصیات اخلاقی خود را به نمایش می گذارند. پس از سپری شدن چند ماه، به تدریج پرده ها از مقابل دیده ها برداشته می شود، حقیقت آشکار شده و افراد خود واقعی شان را نشان می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقایون معمولاً در مراحل اولیه ارتباط، دچار اشتباهات بسیار زیادی می شوند، ما هم اینجا هستیم تا به آنها کمک کنیم که از 10 نمونه از بدترین نوع این اشتباهات پرهیز کنند. اگر به تازگی وارد یک رابطه شده اید و یا در یک رابطه طولانی مدت قرار دارید، شاید بهتر باشد قلم و کاغذ را بردارید (و یا خودتان را راحت کنید و از روی این مقاله پرینت بگیرید.) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- دادن قدرت بیش از اندازه به خانم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر مردها در رابطه قدرت بیش از اندازه ای به خانم ها بدهند (البته اگر نخواهیم بگوییم تمام قدرت) خودشان را به دردسر می ا ندازند. اگر خانم تصمیم بگیرد که شما چه زمانی باید بیرون بروید، چه موقع رابطه جنسی داشته باشید، با کدامیک از دوستانتان می توانید ارتباط داشته باشید، و حتی برای رفتن به میهمانی رنگ لباستان را نیز آنها انتخاب کنند، باید بدانید که دچار مشکلات بزرگی خواهید شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معمولاً این قبیل مشکلات برای آقایونی پیش می آید که تصور می کنند لیاقت داشتن خانمی، مثل همسرشان را ندارند. به همین دلیل خودشان را در جایگاهی نمی بینند که بخواهند برای رابطه تصمیم گیری نمایند. اگر شما مرد خوبی هستید و شایستگی داشتن یک همسر خوب را دارید پس باید در مورد رابطه تان بازاندیشی کنید. اگر قدرت به صورت 50-50 میان شما تقسیم شود، آنگاه مشکلات به حداقل میزان موجود خواهند رسید. به هر حال 50-50 خیلی بهتر از 20-80 است که شما حتی نتوانید خودتان را در آخرین قسمت 20 نگه دارید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- کنترل بیش از اندازه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چند پیشنهاد شده که کنترل تمام امور را در اختیار خانم نگذارید، اما در عین حال باید توجه داشته باشید که انجام این کار توسط خودتان نیز گزینه مناسبی به شمار نمی رود. چالش هایی که بر سر مسئله قدرت به وجود می آید می تواند سبب ایجاد جر و بحث و دعوا در محیط خانوادگی شود. در یک رابطه، هیچ جایی برای رقابت وجود ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانی که نوبت به مقوله "قدرت" می رسد هر دو طرف باید با رعایت کامل احترام، و در کمال ادب در این این مسئله با یکدیگر به گفتگو بنشینند. اغلب خانم ها به مردهای کنترل گر علاقه ای ندارند و در کنار آنها احساس ناامنی می کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- کار خوب امروز فقط تا فردا دوام دارد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم ها معمولاً بیشتر از حافظه کوتاه مدت خود استفاده می کنند. گل و شکلات هایی که امروز برایشان هدیه گرفته اید، نشان دهنده ی عشق شما در همین امروز هستند، فردا یک روز جدید است و شما باید به نحوی دیگر عشقتان را به آنها ثابت کنید. آقایون معمولاً اعمال محبت آمیز خود را فراموش نمی کنند و متوجه نمی شوند که خانم دیگر هیچ تمایلی به پوشیدنن لباس زیبایی که همین 3 روز پیش برایشان خریده اید، ندارند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اینکه یک مرد ایده آل باشید نیازی نیست از کارهای روزمره خود فاصله بگیرید، اما به هر حال برای رسیدن به موفقیت باید این امور را در ذهن داشته باید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- سلطه جویی و مالکیت بیش از حد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر همسرتان به شما بگوید که از مردهای سلطه جو، خود پسند و دیکتاتور خوشش می آید، آنوقت رابطه شما کامل خواهد بود &amp;ndash;البته اگر اسمتان جوزف استالین باشد&amp;ndash; در حقیقت هیچ خانمی از مردهای حسود خوشش نمی آید و دوست ندارد کسی مرتباً به او تذکر دهد که چه کاری را باید انجام دهد و چه کاری را نباید انجام دهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته اصول ابتدایی موجود در روابط همیشه حاکی از این امر هستند که هدایت روابط بر عهده آقایون است. باید توجه داشت که این امر نیازمند رسیدن به بلوغ کامل فکری و پذیرش حس مسئولیت است. یک مرد هیچ گاه نباید تصور کند که همسرش از نظر روحی و یا احساسی در مکانی پایین تر از حد او قرار دارد و به همسرش مانند یکی از مایملکاتش بنگرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5- اجازه به دخالت خانواده یا دوستان در رابطه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اینجا فقط یک "نه" واقعی لازم است. اگر ازدواج کرده اید و اجازه می دهید خویشاوندان سببی در روابط شما دخالت کنند، باید بگویم که شما در حال راه رفتن بر روی یک لایه ی نازک یخ هستید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر خانم اجازه کنترل امور را به شما داده باشد، باز هم دوست ندارد که حرف های شما دیکته ی حرف های مادر، خواهر برادر یا پسر عموهایتان باشد.&amp;nbsp; خانم ها دوست ندارند کارهایشان به آنها دیکته شود و این امر به ویژه زمانیکه از طرف یک فرد خارجی باشد، آنها را بیش از پیش ناراحت می کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما همچنین نباید به خانواده همسرتان هم اجازه بدهید که در روابط شما دخالت کنند. شاید هر کس به شخصه نظری داشته باشد، اما این نظر خود زوجین است که باید مورد توجه قرار بگیرد. نباید اجازه دهید که عقاید خارجی بر روی رابطه شما تاثیر بگذارند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- احترام گذاشتن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او ملکه زیبای شماست، گوله نمک است، عسل، شکلات، آبنات.... بله همه این ها هست، اما در عین حال او یک انسان هم هست. به این معنا که اگر به شما احترام می گذارد، دوست دارد شما هم به او احترام بگذارید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاهی اوقات باید به انسان ها تنها به دلیل بودنشان احترام بگذاریم: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) مادر &amp;ndash; چرا که او خانمی است که شما را به دنیا آورده و بزرگتان کرده. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) همه خانم ها &amp;ndash; چرا که آنها انسان هستند و خداوند به ما گفته که با جنس مؤنث مهربان باشیم و به آنها احترام بگذاریم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته در کنار این احترام گذاشتن، در عذر خواهی نباید زیاده روی کنید (مگر اینکه واقعاً اشتباه از جانب شما بوده باشد) تصور نکنید که او همیشه همه ی کارها را درست انجام می دهد و همیشه شما مقصر هستید. هیچ گاه تقصیر امری که اشتباهش از جانب شما سر نزده را به گردن نگیرید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچ گاه او را بر روی سکوی بلندی قرار ندهید که فراموش کند زمین کجاست. یک خانم هیچ گاه دوست ندارد با یک مرد سطحی نگر ارتباط برقرار کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7- کمال گرایی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر شما در آن موقعیتی نیستید که دلتان می خواسته (حال چه از نظر اقتصادی، علمی، یا عاطفی) مسئله ای نیست. خانم ها اغلب به آینده فکر می کنند، به همین دلیل لازم نیست که در زمان برقراری ارتباط با یک خانم، کل دنیا در دست هایتان باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانم ها به تدریج انتظار دارند که شما پیشرفت کرده و نتایج مطلوبی را بدست آورید. سعی کنید همیشه در همان جایگاه اولیه باقی نمانید؛ حتی اگر بهترین نیستید، باز هم سعی کنید به آرزوهای خود بچسبید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8- انتخاب همسر تنها از روی ظاهر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این کار بسیار خطرناک است؛ اما متاسفانه بیشتر آقایون نمی توانند از آن بگذرند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جذابیت ظاهری یکی از موارد قابل توجه است؛ به همین دلیل گاهی اوقات آقایون فراموش می کنند که مسائل مهم دیگری نیز وجود دارند. از آنجایی که آقایون تعلق به سرزمین " تصویرگرایی" دارند، قضاوت اولیه شان بیشتر از روی شمای کلی خانم ها شکل می گیرد. پس از اینکه از نظر ظاهری به خانمی علاقمند شدند، آنوقت تازه به فکر مسائل عمیق تر می افتند که متاسفانه دیگر خیلی دیر شده. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچ گاه مسائل مهمی مانند: احساس متقابل، میزان سازگاری، و تفهیم دو جانبه را فراموش نکنید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9- ارجحیت دادن دیگران نسبت به خانم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این دیگران شامل دوستان، اقوام، همکاران، حیوانات خانگی، اتومبیل شخصی و سرگرمی هایتان می شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاملاً معقول است اگر بخواهید گاهی با دوستانتان بیرون بروید، و یا شاید کارهای بسیار زیادی برای انجام دادن داشته باشید؛ اما هیچ یک از این موارد نباید نسبت به مسائل خانوادگی ارجحیت داشته باشند. زمانیکه یک خانم احساس کند کسی و یا چیزی برای شما از او اهمیت بیشتری دارد، به سختی می تواند ارتبط خوبی با شماو برقرار کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10- مجذوب خانم های دیگر شدن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچ دلیل مشخصی وجود ندارد که چرا خانم ها بیشتر جذب آقایونی می شوند که نامزد دارند یا ازدواج کرده اند. اگر تصمیم به برقراری یک رابطه جدی را می گیرید، باید هر گونه شهوتی نسبت به سایر خانم ها را کنار بگذارید. نامزد و یا همسر شما نادان نیست و به خوبی متوجه می شود که چشم های شما همواره به دنبال خانم های دیگر است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر خانم کم تحملی باشد و بداند که شما جذب خانم دیگری شده اید، به سرعت رابطه اش را با شما قطع می کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در زمان بروز چنین اتفاقی باید گوش به زنگ باشید و در مقابل آن کاملاً صبور باشید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این هم از 10 نکته ای که به شما قولش را داده بودیم. امیدواریم این موارد به آقایونی که در رابطه خود با مشکل مواجهه هستند، کمک کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فقط به خاطر داشته باشید &amp;ndash; هر مردی می تواند برای یک مرتبه دچار اشتباه شود. اگر تعداد اشتباهات او از 1 بار بیشتر شود، آنوقت از کلوپ خارج می شود.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/268</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372460</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372460</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 15:17:47 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تصادف شدید عادل فردوسی پور؟</title>
      <description>&lt;p&gt;تصادف وحشتناک فردوسی پور در اتوبان همت ! عادل هنوز زنده است ! این روزها عادل فردوسی&amp;zwnj;پور حسابی درگیر است و البته سوژه اول همه رسانه&amp;zwnj;ها. کافیست به تلفن همراهش پاسخ دهد تا روزها به عنوان تیتر، در روزنامه&amp;zwnj;ها حضور داشته باشد. او همین دیروز با مصاحبه&amp;zwnj;هایش این نوید را به همه داد که با 90 برمی&amp;zwnj;گردد و البته هیچ آیتمی هم حذف نمی&amp;zwnj;شود، نه دوربین90 و نه مسابقه پیامکی. به هرحال دیروز عادل در فکر بازتاب مصاحبه&amp;zwnj;هایش در روزنامه&amp;zwnj;های ورزشی بود که ناگهان صدای مهیبی او را به خود آورد. عادل که در پشت زانتیای خاکستری رنگش نشسته و حسابی از ترافیک اتوبان همت خسته شده بود، ناگهان خودروی سفید&amp;zwnj;رنگی را دید که با سرعت به سمت او در حرکت بود، اما به دلیل اینکه راننده &amp;laquo;ریو&amp;raquo; نتوانست آن را کنترل کند، با همان سرعت به ماشین عادل برخورد کرد تا تصادف وحشتناکی شکل بگیرد. فردوسی&amp;zwnj;پور که حسابی ترسیده بود و تکان اتومبیلش او را کاملا بهت زده کرده بود از ماشین پیاده شد و دید که به قول سایت جدید مزدک میرزایی: &amp;laquo;پشت زانتیای عادل صاف&amp;zwnj;تر از همیشه!&amp;raquo; شده است. البته سایت مزدک نوشته:&amp;laquo;خوشبختانه در این حادثه رانندگی هیچ جراحتی متوجه فردوسی پور نشد اما شدت تصادف به گونه&amp;zwnj;ای بود که تهیه&amp;zwnj;کننده برنامه نود اینک مجبور است چند صباحی را در صافکاری و نقاشی بگذراند.&amp;raquo; با مزدک تماس گرفتیم تا از ماجرا باخبر شویم که گفت:&amp;laquo;مشکل خاصی نیست. عادل سالم سالم است و هیچ اتفاقی هم برایش نیفتاده، فقط ماشینش آسیب&amp;zwnj;دیده که آنهم فدای سرش.&amp;raquo; البته دیروز شایعه شده بود که عادل جراحاتی دیده و حتی برای مداوا به مطب دکتر نوروزی رفته. مزدک در این باره اینگونه توضیح می&amp;zwnj;دهد:&amp;laquo;نه بابا! برای فیزیوتراپی می&amp;zwnj;رود، اصلا اتفاقی نیفتاده و هیچ&amp;zwnj;چیز نشده.&amp;raquo; به هرحال عادل خوش شانس بود که هیچ اتفاقی برایش نیفتاد. چه می&amp;zwnj;کنه این عادل..&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/267</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372452</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372452</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 15:17:03 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>قوی ترین دختران جهان بسیار جالب ودیدنی (عکس)</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/12079345982-14.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/12079345982-14.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/12079345984-14.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/12079345985-12.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/12079345986-12.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/12079345987-12.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/12079345983-14.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/12079345988-12.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://pix2pix.org/my_unzip/120793459813-6.jpg" border="0" alt="" hspace="0" vspace="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/266</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372447</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372447</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 15:15:53 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>معانی ... خاله ... عمه ... دایی ... عمو !!! ( آخرت خنده )</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;خاله&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; معنای لغوی : خواهر مادر &lt;br /&gt; معنای استعاره ای : هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد &lt;br /&gt; نقش سمبلیک : یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد&lt;br /&gt; غذای مورد علاقه : آش کشک &lt;br /&gt; ضرب المثل : خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز . خاله ام زائیده ، خاله زام هو کشیده . وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه . اگه خاله ام ریش داشت ، آقا داییم بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زیر شاخه ها :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;خاله&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; معنای لغوی : خواهر مادر &lt;br /&gt; معنای استعاره ای : هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد &lt;br /&gt; نقش سمبلیک : یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد&lt;br /&gt; غذای مورد علاقه : آش کشک &lt;br /&gt; ضرب المثل : خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز . خاله ام زائیده ، خاله زام هو کشیده . وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه . اگه خاله ام ریش داشت ، آقا داییم بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زیر شاخه ها :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دختر خاله/ پسر خاله : همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید &lt;br /&gt; مشاغل کاذب : خاله زنک بازی ، خاله خانباجی&lt;br /&gt; چهره های معروف : خاله خرسه ، خاله سوسکه &lt;br /&gt; داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; عمه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; معنای لغوی : خواهر پدر &lt;br /&gt; معنای استعاره ای : هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/ هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد&lt;br /&gt; نقش سمبلیک : به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل : ۱- جواب همه ی فحش هایی که می دهید. مثال : عمته ... ۲- جواب همه ی محبت هایی که می کنید . مثال : به درد عمه ات می خوره ... ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها / رفتارهای نامتناسب شما ( تنها برای دخترخانم ها ) . مثال : به عمه ات رفتی . ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه . از ذکر مثال معذوریم ... &lt;br /&gt; غذای مورد علاقه : شله زرد ، سمنو&lt;br /&gt; ضرب المثل : ندارد ( تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زیر شاخه ها :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; شوهر عمه : یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; پسرعمه/دخترعمه : همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند &lt;br /&gt; مشاغل کاذب : Match-Making &lt;br /&gt; چهره های معروف : عمه لیلا&lt;br /&gt; ترجیع بند : دختر که رسید به بیست ، باید به حالش گریست . (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام ! ) &lt;br /&gt; داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دایی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; معنای لغوی : برادر مادر &lt;br /&gt; معنای استعاره ای : هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/ هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد &lt;br /&gt; نقش سمبلیک : یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد &lt;br /&gt; غذای مورد علاقه : فسنجون &lt;br /&gt; ضرب المثل : عروس را که مادرش تعریف کنه ، برای آقا داییش خوبه . اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زیر شاخه ها :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زن دایی : یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; پسردایی/ دختردایی : همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند &lt;br /&gt; چهره های معروف : علی دایی ، دایی جان ناپلئون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مشاغل کاذب : بچه حلال زاده به داییش میره&lt;br /&gt; ترجیع بند : همه چیز زیر سر این انگلیساست &lt;br /&gt; سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; عمو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; معنای لغوی : برادر پدر &lt;br /&gt; معنای استعاره ای : هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد&lt;br /&gt; نقش سمبلیک : یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند . یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده ، به فکر فرو می رود &lt;br /&gt; غذای مورد علاقه : قرمه سبزی ، آبگوشت &lt;br /&gt; ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زیر شاخه ها :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زن عمو : یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دخترعمو/ پسرعمو : همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید&lt;br /&gt; مشاغل کاذب : بازی در قصه های ایرانی - اسلامی ... &lt;br /&gt; چهره های معروف : عمو زنجیرباف ، عمو یادگار ، عمو پورنگ &lt;br /&gt; داشتن یک عمو ی پولدار خیلی خوب است&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/265</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372431</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372431</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 15:13:18 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دانشگاه از نظر یک پسر!</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شنبه:&amp;nbsp;&lt;br /&gt; همون لحظه که وارد دانشگاه شدم منوجه نگاه سنگینش شدم.&lt;br /&gt; هر جا که می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت:&amp;zwj;&amp;laquo; ببخشید&amp;raquo; من که می دونستم&lt;br /&gt; منظورش چی بود. تازه ساعت ?:?? هم که داشتم برد را می خوندم آمد و پشت سرم شروع به خوندن بُرد کرد.&amp;nbsp;&lt;br /&gt; آره دقیقآ می دونم منظورش چیه اون می خواد زن من بشه. بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; یکشنبه: &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;بقیه اش در ادامه مطلب...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div id="body_article_355548" class="row_body"&gt;
&lt;div id="body_article_355548"&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div style="direction: rtl; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شنبه:&amp;nbsp;&lt;br /&gt; همون لحظه که وارد دانشگاه شدم منوجه نگاه سنگینش شدم.&lt;br /&gt; هر جا که می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت:&amp;zwj;&amp;laquo; ببخشید&amp;raquo; من که می دونستم&lt;br /&gt; منظورش چی بود. تازه ساعت ?:?? هم که داشتم برد را می خوندم آمد و پشت سرم شروع به خوندن بُرد کرد.&amp;nbsp;&lt;br /&gt; آره دقیقآ می دونم منظورش چیه اون می خواد زن من بشه. بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; یکشنبه:&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; امروز ساعت ? به دانشگاه رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود&amp;nbsp;&lt;br /&gt; و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت:&amp;laquo; ببخشید آفا می شه شیشه ی پنجرتونو ببندین.&amp;nbsp;&lt;br /&gt; من که می دونستم منظورش چی بود. اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه.&amp;raquo; مثه روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش.&lt;br /&gt; راستیتش منم از اون بدم نمی آد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با نرگسم ازدواج کنم&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دوشنبه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;امروز به محض اینکه وارد دانشگاه شدم سر کلاس رفتم.&lt;br /&gt; بعد از کلاس، مینا یکی از هم کلاسیهام جزوه ی منو ازم خواست. من که می دونم منظورش چی بود.&amp;nbsp;&lt;br /&gt; حتمآ مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه.&lt;br /&gt; راستیتش منم از مینا بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;سه شنبه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;امروز روز خوبی نبود نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا.&lt;br /&gt; فقط یکی از من پرسید:&amp;laquo; آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟.&amp;raquo; من که می دونم منظورش چیه. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود احتمالا استقلالیه وقتی جریانو به دوستم گفتم به من گفت:&amp;laquo; ای بابا بدبخت منظوری نداشته. &amp;raquo;&lt;br /&gt; ولی من می دونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش می شه. حالا به کوری چشم دوستم&amp;nbsp;&lt;br /&gt; هم هر جور که شده با این یکی هم ازدواج می کنم.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; چهارشنبه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;امروز وقتب که داشتم وارد سلف می شدم یه مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه&amp;nbsp;&lt;br /&gt; ما اردو اومدن. یکی از دخترای اردو از من پرسید:&amp;laquo; ببخشید آفا! دانشگاه پرستاری کجاست؟&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;br /&gt; من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستیه خودم موندم که چه طور دختر ساوجی هم منو شناخته&lt;br /&gt; و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون.&lt;br /&gt; تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره که از عشق من پیر بشه&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; پنج شنبه:&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; یکی از دوستای هم دانشگاهیم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد.&lt;br /&gt; من که می دونستم از این نوشابه گرفتن منظورش چیه! می خواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرآ قبول کنم.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; جمعه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسیه بزرگ خودمو می دیدم.&amp;nbsp;&lt;br /&gt; عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتمو تو کاسه ی عسل فرو می بردم که ... مادرم یهو از خواب بیدارم&lt;br /&gt; کرد و بهم گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نونوایی بودم دخترخانمی ازم پرسید:&lt;br /&gt; &amp;laquo;ببخشید آقا صف ? تایی ها کدومه؟&amp;raquo; من که می دونم منظورش چی بود اما عمرآ باهاش ازدواج کنم.&lt;br /&gt; راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نونوایی بیاد خیلی خوشم نمی آد.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; شنبه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیافتم که مادرم گفت:&lt;br /&gt; &amp;laquo; نمیخواد دانشگاهبری. امروز جواب نوار مغزت آمادست. برو از بیمارستان بگیر.&amp;raquo;... وقتی به آزمایشگاه رسیدم&lt;br /&gt; از خانم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت: &amp;laquo;آقا لطفآ چند دقیقه صبر کنید.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;من که می دونستم منظورش چیه .... حتما میذونه میرم دانشگاه واز من خوشش اومده...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پ ن :آرزو بر جوانان عیب نیست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;img style="width: 303px; height: 167px;" src="http://pgl4qw.blu.livefilestore.com/y1pKd8J6IuN05CSRavyTmN88TI2-ufnORd2HQRdXT2wG2ARq4S_Ui_JbBnqjo9xtOk0CP6LJpOh8su9WtnNbl8Gg5UVUrhgHXAW/100c-2.jpg" alt="100c-2.jpg" width="329" height="152" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/264</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372429</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372429</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 15:12:14 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>ابتکارات جالب برای زندگی روزمره</title>
      <description>&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/8863642.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/8863642.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/7589450.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/7961603.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/5335040.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/6050397.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/5077165.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/7317397.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/5288492.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/4637578.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/999377.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/751171.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/51814.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/160730.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/1805171.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/ebtekarat_roozmarre/2800520.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/262</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372419</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372419</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 15:03:42 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نامه دختری به جومونگ که لو رفت</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: medium;"&gt;&lt;strong style="font-weight: 400;"&gt;&lt;span lang="fa" xml:lang="fa"&gt;سلام آقای جومونگ.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم حالتان خوب باشد و ملالی در وجود شریف نباشد. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: medium;"&gt;&lt;strong style="font-weight: 400;"&gt;&lt;span lang="fa" xml:lang="fa"&gt;بقیه اش در ادامه مطلب...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: medium;"&gt;&lt;strong style="font-weight: 400;"&gt;&lt;span lang="fa" xml:lang="fa"&gt;نامه دختری به جومونگ که لو رفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 8pt; color: #1d4a5b;"&gt;&lt;a href="http://www.iranalive.org/"&gt;&lt;img src="http://www.birtak.com/hollywood/photos/alexis-bledel-4.jpg" border="0" alt="http://iranalive.org" width="541" height="432" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: medium;"&gt;&lt;strong style="font-weight: 400;"&gt;&lt;span lang="fa" xml:lang="fa"&gt;&lt;br /&gt;سلام آقای جومونگ.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم حالتان خوب باشد و ملالی در وجود شریف نباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر از احوال اینجانب و سایر هموطنان بپرسید بنده که مخلص جناب عالی و تمام اعضای گروه دامون هستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هموطنان هم همگی دوست دار جناب عالی هستند و هرسه شنبه و جمعه مشتاقانه پای تلویزیون می نشینند تا جمال مبارک جنابعالی و یاران را ببینند و مرحبا بگویند و بر هر چه تسو و تسوئیان لعن و نفرین بفرستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و البته بعضی ها هم به خاطر تماشای جمال کم مثال بانو سوسانو به تماشای سریال شما می نشینند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به من چه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرا که توی قبر اونها نمی گذارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غرض فقط این بود که بگویم اینجا همه جور آدمی هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای جومونگ من خیلی خوشحالم که سریال شما را تلویزیون ما نشان می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخه می دانید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماتوی سرزمین بزرگ مان اصلا آدمی مثل شما نداریم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه درتاریخ مان نه در قصه ها و افسانه هامان مثل شما نداریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به همین جهت دیدن شجاعت های شما، درستی شما، کاردانی شما برایمان لذت بخش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه کسی می تواند سه تا تیر در کمان بگذارد و هرسه رابه هدف بزند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه کسی می تواند آنهمه صبرکند تا اعتماد آدمی مثل تسو را به دست بیاورد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه کسی می تواند یک تنه به وسط یک فوج بزند و همه را از دم تیغ بگذراند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این کار فقط و فقط ازجنابعالی برمیاید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عموی پدرم می گوید رستم زور صدتا جومونگ راداشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولش کنید لطفا، پیر است و هذیان می بافد. کلی هم اسم های اجغ وجغ مثل گیو و گودرز و سیاوش و بیژن و کیخسرو و اینها پشت سرهم ردیف می کند که مثلا اینها اساطیر مایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من که جدی اش نمیگیرم اگر آنها اسطوره بودند، اگر از جنابعالی سر تر بودند چرا صدا و سیمای ما ازشان فیلم نمی سازد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مگر رستم همانی نبود که چند وقت پیش ها یک سریالی ازش نشون داد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اونکه اصلا لاجون بود. فقط حرف میزد . اگر اسطوره ما اون بود ما اصلا اسطوره نخواستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داداشم دیروز که ازمدرسه اومد ازقول معلم تاریخشون می گفت که ما یه ستارخانی داریم که مثل جومونگ افسانه نیست و واقعی است و تازه از جومونگ هم چیزی کم نداره و کلی ازشجاعت و کاردرستی اش گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتم داداشم گوش کن. من هم ستارخان راخوب می شناسم. همونی یه که اسمش رو خیابون دایی اینهاست. اما اگه کارش درست بود لابد یه فیلمی، سریالی چیزی ازش می ساختند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بد که نگفتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلاصه اینجا هرروز یه اسطوره علم می کنند که مثلا ازشما سرتر باشه اما نمی شه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما گوش من بدهکار این حرفها نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من فقط مخلص جومونگم و غیر جنابعالی اسطوره ای ندارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;دور دور جومونگ است وبس.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/261</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372380</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372380</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 14:59:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>علت شیوع آنفولوانزای خوکی کشف شد</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;در صورتی که هر یک از عکس ها  باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را  بزنید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image001.jpg" alt="100658image001.jpg" width="411" height="365" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;table style="border-collapse: collapse; width: 90%;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td width="100%"&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;در صورتی که هر یک از عکس ها  باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را  بزنید&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td width="100%"&gt;
&lt;table style="width: 100%;" border="0" cellspacing="1" cellpadding="0"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image001.jpg" alt="100658image001.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image002.jpg" alt="100658image002.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image003.jpg" alt="100658image003.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image005.jpg" alt="100658image005.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image007.jpg" alt="100658image007.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image009.jpg" alt="100658image009.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image013.jpg" alt="100658image013.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://salijoon.info/mail/880519/khoki/100658image014.jpg" alt="100658image014.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/260</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372268</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372268</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 14:41:21 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>حکایت مارمولک بازیهای آقایان :فقط ببین</title>
      <description>&lt;div&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;img src="http://i35.tinypic.com/29pelqw.jpg" border="0" alt="29pelqw.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;img src="http://i34.tinypic.com/9zud8h.jpg" border="0" alt="9zud8h.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;img src="http://i35.tinypic.com/ftly55.jpg" border="0" alt="ftly55.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;img src="http://i37.tinypic.com/2we9cg7.jpg" border="0" alt="2we9cg7.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;و در آخر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;img src="http://i35.tinypic.com/2zpmtya.jpg" border="0" alt="2zpmtya.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;ای مارمولک &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://pnmcloob.persianblog.ir/post/259</link>
      <author>پوریا نخعی ( پرنگ 007 )</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=190330&amp;postID=3372264</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-190330.post-3372264</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 14:40:32 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
